طلوع سرخ

خون سرخ ما فلقی است که پیش از طلوع خورشید عدالت بر آسمان تقدیر نشسته است . شهید آوینی
آخرین نظرات
اون مغز خالی ات رو با یک لیوان کتاب پر کن !

#شارژ_کتاب_خوانی

ایده و نوشته های این مجموعه عکس های کتابی از خودم هست.

اگر با کیفیت بالا خواستید پیام بدید. کپی کردن هم مشکلی نداره. ولی دیگه عکس رو داغون نکنید! 

بیشتر خواستید بیایید توی کانالم. اینجا

۱ نظر ۲۹ تیر ۹۶ ، ۲۰:۲۳
دوای این روز های اقتصاد ما

پروفسور حسابی  تکه نخی را آماده کرد و به دست پسرش ایرج داد و گفت: بیا و دور سرم را با این تکه نخ اندازه بگیر.پسرش با شرمساری سکوت کرد و دستور پدر را اجرا نمود.

پروفسور حسابی ادامه داد: خوب دقت کن، بعد از اندازه گیری نخ را گره بزن تا اندازه به هم نخورد و گم نشود. بعد نزد پسر عمویت که قصد دارد قطعه را از ایتالیا سفارش دهد برو و این تکه نخ را به او بده. بگو فقط قبل از سفارش از آن کشور با همین نخ دور سر مهندسان ایتالیایی را اندازه بگیرد، اگر سر آن ها از سر من و دیگر متخصصین و استادان ایرانی بزرگ تر بود در آن صورت می تواند سفارش ساخت قطعه را به آن از ما بهتران بدهد!

کتاب "مرد نخستین" / محمود اکبر زاده

رمان زیبای زندگی پر فراز و نشیب پروفسور محمود حسابی

۱ نظر ۱۱ شهریور ۹۵ ، ۱۲:۱۲
برای خوابیدن وقت هست ... (پروفسور حسابی)

ساده بگویم؛ خوابیدنت، بیدارم کرد.

پ.ن : 12 شهریور؛ سالروز درگذشت پدر فیزیک ایران، پروفسور سید محمود حسابی، گرامی باد. روحش شاد ...

۱ نظر ۱۰ شهریور ۹۵ ، ۱۵:۵۵

ببخشید چند لحظه : 

میشه خیلی کار ها کرد و خیلی چیز ها نوشت، و یا حداقل عکسی گرفت و انداخت رو نت !

همیشه صفحات و نوشته های درون گرا ها برام جالب بوده! از این به بعد چیزهایی می نوسیم که مثلش رو خیلی جاها دیدید، ولی باور کنید اینها از یک جنس دیگه هستند. 

خیلی ها خوششون میاد که اینجوری می نویسند، ولی من بدم میاد. ولی باید بنویسم ... 

بگذریم. اینها رو خوندم :

گپ و گفت حرفه ای (درمورد مصاحبه گرفتن)

هنر مردن [استاد طاهر زاده]

انفطار صورت (گرافیک و نقاشی) [شهید آوینی]

دیدم که جانم می رود [حمید داوودآبادی]

صد سال تنهایی [گابریل گارسیا مارکز]

۰ نظر ۱۷ مرداد ۹۵ ، ۱۱:۴۶

حدود یک ماه از حرکت کتاب خوانی مالک فیس بوک گذشته است. زاکربرگ  در هر سال نو میلادی تصمیم به انجام کاری می گیرد و آن را تا آخر سال ادامه می دهد. و او سال 2015 میلادی را سال "هردوهفته یک کتاب" نامیده است. این ایده طبق آمار ارائه شده توانسته است مورد استقبال بیش از 30 میلیون دنباله‌رو(followers) واقع شود.(1) و با فرض عملی شدن این ایده ، فیس بوکی که همیشه اعتیاد آور بوده است ، این بار می تواند نقش مؤثری در رشد کتاب خوانی مخاطبینش داشته باشد. گذشته از اینکه این ایده، با چه سیاستی ارائه شده و کتاب هایی که معرفی می شوند، زمینه ساز کدام بازی جدید دولت مردان آمریکا و صهیونیست است؛ این نکته جای تامل دارد که اهمیت و قدرت تأثیر گذاری کتاب خوانی بسیار بالاست.

اما با نگاهی به سبک زندگی خود جای این سوال باقی است که چرا نظرات یک عدد زاکبرگ، مورد قبول طرفدارانش واقع می شود اما وقتی پای ما به میدان مطالعه باز می شود هر یک بهانه می آوریم و یواشکی از زیر امر رهبرمان در می رویم !! آنچه که واضح است ، تنبلی ماست. وگرنه با این همه توصیه ی رهبری ، کشور ما می باست اولین کشور از نظر سرانه ی مطالعه ی کتاب باشد. 
"من اگر بدانم هر روز یک ساعت باید حرف بزنم و نتیجه اش این باشد که مردم کتابخوان بشوند، حاضرم روزی یک ساعت و نیم حرف بزنم! اگر اینطوری بشود قضیه را حل کرد، حرفی نیست بله، ما باید عرضمان را به مردم بکنیم و بنده هم عرض می کنم، منتهی چیزهایی است که با گفتن تنها تمام نمی شود. این، گفتن و بازگفتن و بازگفتن و به زبان های گوناگون گفتن و از همه طرف گفتن و او را با فکر محاصره کردن می خواهد، تا یک عادت از بین برود، یا به وجود بیاید" (2)
با نگاهی واقع بینانه خواهیم دید که در بهترین حالت، کتاب خوان های حرفه ای هم به صورت بی برنامه و فصلی کتاب می خوانند. و کمتر کسی پیدا می شود که بدون اینکه مسئولیتش ایجاب کند، به طور منظم و طبق یک برنامه ی منطقی به مطالعه ی کتاب بپردازد. اینکه می گویم مسئولیتش ایجاب کند بخاطر این است که بسیاری از ما مجبوریم بعضی کتاب ها را بخوانیم. در حالی که کتاب خوانی باید مثل یکی از وعده های غذایی ، در سبک زندگی ما قرار گیرد. بخصوص برای مادران. متاسفانه بسیاری از مادران در امر تربیت فرزندان خود دچار ضعف هستند و این درحالی است که کتاب های بسیار خوبی در این زمینه چاپ شده است.
از این گذشته؛ اساسا کتاب خواندن بسیار کمرنگ تر از مطالعات رسانه ای است. شاید خیلی از نیروهای ارزشی، زمان زیادی صرف پیگیری اخبار از خبرگزاری ها و رسانه های مکتوب کنند. اما دریغ از مطالعه ی یک کتاب سودمند. خلاصه اینکه "سقف معرفت خودمان را، سایت های سیاسی و اوراق روزنامه‌ها و پرسه زدن در سایت های گوناگون قرار ندهیم. بلکه با قرآن، با نوشتجات مرحوم شهید مطهری، با نوشتجات فضلای بزرگی که در حوزه علمیه حضور دارند مانوس شویم" (3)
فاجعه آنجایی است که واتس آپ، تلگرام، اینستاگرام، و دیگر شبکه های اجتماعی را هم در نظر بگیریم. متاسفانه بسیاری از نیرو های دغدغه مند فرهنگی با توهم تاثیرگذاری (4)، به فعالیت عجیب و غریب در این شبکه ها مشغول شده اند. طبق تحقیق شخصی که انجام داده ام، 80 درصد از محتوایی که در شبکه های اجتماعی توسط نیروهای ارزشی منتشر می شود، کپی پیست است و از آن 20 درصد تولید کننده هم ، چیزی نزدیک به 10 درصد بدون کارشناسی است. و فقط 10 درصد محتوای کارشناسی شده و مفید، توسط کاربران منتشر می شود که آن هم در انفجار اطلاعات از مقابل دیدگان دور می شود. اینها جدای مطالب مضر و جدای از خبرهای سرسام آوری است که شاید بود و نبود بسیاری از آنها، تاثیر چندانی بر ما نداشته باشد. "ما باید حواسمان باشد که علی رغم استفاده و حضور در این فضا حق نداریم زندگی دوم داشته باشیم، حق نداریم کار فرهنگی را صرفا در کار خبری خلاصه کنیم. این خیلی اجحاف است که فکر کنیم کار فرهنگی یعنی کار خبری کردن، تسلسل پیام‌ها و خبرهای مکرر که حتی واجد مضامین دینی باشند آنها را از مضمون و محتوا خالی می‌کند و دریافت کننده این پیام‌ها و اخبار دیگر درکی از آن معنا نخواهد داشت و در واقع معنازدایی می‌شوند و این خیلی اتفاق بدی است." (5) از طرفی بی نظمی در فعالیت های مجازی قوای ادراکی انسان را فرسوده کرده و قدرت تحلیل را از شخص می گیرد. " انواع پیام‌های گوشی همراه شما، حتی اگر همیشه حدیث و اخبار مهم و مفید باشد، به صورت نامنظم در هر لحظه ای از شبانه‌روز به شما می‌رسد، اگر شما با همان بی‌نظمی که پیام‌ها را دریافت می‌کنید، به صورت منفعلانه به گوشی مراجعه کنید و آن اطلاعات و اخبار خوب و مفید را مطالعه نمایید، به مرور بسیاری از قوای ذهنی خود را از دست خواهید داد؛ و چیزی از قدرت حافظه و تمرکز تان باقی نخواهد ماند. " (6)

بیایید ما هم سال 2015 را سال آشتی با کتاب قرار دهیم. نیازی نیست تعصب بخرج دهیم و بگوییم: " نه! ما از غرب تبعیت نمی کنیم، ما سال 1394 را سال آشتی با کتاب قرار می دهیم. " باور کنید تا یک ماه دیگر خیلی عقب می مانیم. تا همین جایش هم خیلی عقب افتاده ایم. بگذریم.

پ.ن : مدتی قبل به بعضی از دوستان وعده داده بودم تا خاطرات خود را درباه ی فریضه ی "امر به معروف و نهی از منکر" بنویسم اما یهویی تصمیم گرفتم که پیرامون کتاب بنویسم و خاطراتم با کتاب هایم. در اینجا، سعی می کنم هر دو هفته کتابی که در حال خواندن هستم را در چند خط کوتاه معرفی کنم. پیشنهاد می دهم همه ی وبلاگ نویسان نیز با اشتراک گذاری کتب در حال مطالعه ی خود، در جهت جریان سازی کتاب خوانی مؤثر باشند.

پاورقی:

---------------------------------------

1)  خبرگزاری کتاب - ایبنا (+)

2)  بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با برگزیدگان مراسم انتخاب کتاب سال 1372/3/11

3)  با اندکی تغییر - بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با دانشجویان 1391/5/16 (+)

4)  یکی از آفات در کار فرهنگی سطحی نگری است . رک کتاب قرارگاه های فرهنگی ص 27 تا 29 و ص 33 . اصلا همش مهمه. بخونید!

5)  دکتر وحید یامین پور - مختصری درباره ی واتس اپ، وایبر و غیره (+)

6)  استاد پناهیان - سبک زندگی منفعلانه با موبایل (+)

۲ نظر ۰۱ اسفند ۹۳ ، ۲۳:۳۲

نامه های کوفی مجموعه ی اشعار عاشورایی سعید بیابانکی است که شامل اشعار نیمایی و غزل می باشد. البته اشعار عاشقانه و اجتماعی و غیر آئینی در این مجموعه یافت می شود.

اما آنچه که انگیزه ای شد تا این نوشتار را برای دوستان هدیه آورم ؛ معرفی کلی این کتاب نبود بلکه صرفا فصل سوم آن بود که شامل 25 نامه است. خصوصیتی که این فصل را از دیگر اشعار آیینی متمایز کرده، بیانی انتقادی و تلنگر هایی است که در قالب اشعار نیمایی، خوش مضمون و خوش آهنگ؛ نسبت به مقوله ی عزاداری و برخی افراط و تفریط ها داشته است. موضوعاتی که اگر در فرهنگ عزاداری به آنها دقت نشود ، منجر به یک ظاهر زیبنده ولی پوک خواهد شد و نتیجه اش دعوت هایی بدون یاری است. توجه به روحیات مردم کوفه ، ما را در دوری کردن از این گروه بهتر کمک خواهد کرد. بیابانکی با داشتن نگاهی منطقی و خشک به موضوعات توانسته است ظرایف جالبی از آنها استخراج کند که در ادامه بخش هایی از آنها را با هم می خوانیم :

نامه های کوفی مجموعه شعر سعید بیابانکی

  

۰ نظر ۲۸ آذر ۹۳ ، ۰۶:۰۰

از نوادگان آگوست تینوس هست.

وقتی دلش می گیرد

زیارت عاشورا می خواند.  

 

پ.ن: فَقَالَ یَزِیدُ لَعَنَهُ اللَّهُ اقْتُلُوا هَذَا النَّصْرَانِیَّ لِئَلَّا یَفْضَحَنِی فِی بِلَادِه‏ (لهوف 192)

این مسیحی را بکشید تا ما را در سرزمین خود رسوا نکرده است

۱ نظر ۲۴ آبان ۹۳ ، ۰۶:۰۰

شماس شامی نوشته ی مجید قیصری

کوتاه و پر از درد می گویم. حتما درد و دل امام رضا(ع) با پسر شبیب را شنیده اید. به راستی آنچه در کربلا رخ داد مردم جاهلی قبل از اسلام هم نکردند، این، نه تنها تعجب من و شمای محب اهل بیت را پس از هزار و اندی سال بر می انگیزاند ، بلکه هرکس دیگری که بویی از انسانیت برده باشد را متعجب خواهد کرد. گذشته از سوز و گداز هایمان ، یک بار هم سعی کنیم کاملا منطقی و بدون هیچ تعصبی به ماجرای کربلای شصت و یک هجری فکر کنیم. وقتی سفیر روم در دربار شام، طی اتفاقات بعد از ماجرای کربلا ناپدید می شود، خدمتگزار او (شماس) برای پیگیری این قضیه به شام می آید. و طی گزارشاتی که به دولت روم می دهد ما را به سوالاتی متوجه می کند که واقعا چرا بعد از پنجاه سال از در گذشت شخصی که روزی آب وضویش را برای تبرک ، بر سر و صورت خود می ریختند ، بر سر سر و صورت نوه ی او خاک و خاکستر می ریزند ؟

زیاد نمی خواهم درباره ی قالب کتاب و تعلیق فوق العاده این رمان حرف بزنم ، بیشتر غرضم خواندن آن با این دید بود. یک بار هم که شده عاشورا را از دید یک غیر مسلمان باید دید. شاید با خواندن این کتاب از این پس برای عالیجناب جالوت هم از سوز دل بگریید. نوه ی رسول خدا که جای خود. دیگر باید کمی از خودخواهی خود فاصله بگیریم و حسین عزیزمان را بیش از پیش جهانی کنیم. مسیحی وقتی یک شیعه را می بیندکه در روضه ی جالوت می گرید چرا شیفته ی حسین(ع) نشود؟

به قول آقای قیصری هرکس نوکر ارباب من است ؛ من هم نوکر او ...

بخشی از کتاب را بچشید (+)

مطالب مرتبط (+)

۰ نظر ۲۳ آبان ۹۳ ، ۱۳:۵۵

چند جمله پیرامون این کتاب : بزودی .

۰ نظر ۰۱ خرداد ۹۳ ، ۲۲:۰۰

برای خاطر آیه ها

معرفی کتاب برای خاطر آیه ها (+)

همه می دانیم که "قرآن را نمیشود سرسرى خواند و گذشت" به هرحال این معجزه ی پیامبر خاتم(صل الله علیه وآله) است  چطور می شود که آن عرب بیابان گرد مجذوب زیبایی های قرآن می شود، ولی ما در خانه نشسته ایم و به هر طریق قرآن را می خوانیم تا جزء تمام شود. "در روایت هست وقتى‏که سوره ای را مى‏خوانید، همت شما این نباشد که به آخر سوره برسید، همت شما این باشد که قرآن را بفهمید؛ و لو حالا به آخر سوره، به وسط سوره، وسط جزء، به وسط حزب نرسید و آن را تمام هم نکنید"(1)  "قرآن احتیاج دارد به تدبر، تکیه‌ى بر روى هر کلمه‌اى از کلمات و هر ترکیبى از ترکیبهاى کلامى و لفظی. "(2)  آنقدر نکته های لطیف و شیرین در لابه لای آیاتی که سریع از کنار آنها رد می شویم وجود دارد که وقتی بعضی آیات از زیر غبار مهجوریت سر به در می آورند، چشم باز می کنیم که این از قرآن بود ؟ 
اینها را گفتم که بگویم "زبان ما، زبان قرآن نیست؛ مى‏توانیم به ترجمه‏ى قرآن مراجعه کنیم؛ اما عمق‏یابى مضامین قرآنى فقط با مراجعه‏ى به ترجمه نمى‏شود؛ کمااینکه با خواندن متن‏ قرآن هم براى کسانى که مى‏فهمند، همیشه به دست نمى‏آید؛ با تدبر به دست مى‏آید؛ با عمق‏یابى به دست مى‏آید."(3) این عمق یابی ابزار می خواهد ، کمی رجوع به تفسیر و شان نزول آیات و خرج کردن فسفر، ابزار مناسبی برای کمک به تدبر در قرآن است.

کتابی است که حاصل وب نوشته های مریم روستا است . اهل قرآن است و آنچه از قرآن بهره می گیرد در قالب نثری هنری نثار دیدگان شما می کند، تیر ماه 91 بود که با خبر شدم به چاپ رسیده ، وقتی به وارثین عزیز رفتم تا آن را تهیه کنم ، نوشته بود چاپ سوم پاییز 91 ، الآنش را نمی دانم. کتاب شیرین و شیوایی است، بنظرم برای شروع ِنگاه ِتازه ای به قرآن مناسب باشد. هیچ که نداشته باشد این حس را به خوبی انتقال می دهد که می شود با قرآن دوست بود و ساعت ها روی یک آیه مکث کرد و لذت برد. با  قطع پالتویی و 96 صفحه شیرین واقعا کم لطفی است که خوانده نشود، اگر قرار باشد حین پخش تبلیغات در فیلم های سه گانه ی ماه مبارک، خوانده شود؛ از یک دهه هم زود تر تمام می شود .اگر هم خواندید و هنوز می خواهید بخوانید به وبلاگ خانم روستا (+)(+)مراجعه کنید ، هنوز هم که هنوز است به همان سبک و سیاق، و به همان شیرینی می نویسد از آیه هایی که دوستشان داریم ...

پاورقی:

(1) بیانات مقام معظم رهبری ۱۳۸۶/۰۶/۲۲

(2) بیانات مقام معظم رهبری ۱۳۹۱/۰۴/۳۱

(3) بیانات مقام معظم رهبری ۱۳۸۴/۰۷/۱۴

۴ نظر ۳۰ تیر ۹۲ ، ۱۹:۰۶