طلوع سرخ

خون سرخ ما فلقی است که پیش از طلوع خورشید عدالت بر آسمان تقدیر نشسته است . شهید آوینی
کتابخانه

پانزده دقیقه کمتر

پانزده دقیقه کمتر

شاید هم پانزده دقیقه بیشتر

با کتاب ...

خون سرخ ما فلقی است که پیش از طلوع خورشید عدالت بر آسمان تقدیر نشسته است . شهید آوینی
دنبال کنندگان ۷ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین نظرات

حدود یک ماه از حرکت کتاب خوانی مالک فیس بوک گذشته است. زاکربرگ  در هر سال نو میلادی تصمیم به انجام کاری می گیرد و آن را تا آخر سال ادامه می دهد. و او سال 2015 میلادی را سال "هردوهفته یک کتاب" نامیده است. این ایده طبق آمار ارائه شده توانسته است مورد استقبال بیش از 30 میلیون دنباله‌رو(followers) واقع شود.(1) و با فرض عملی شدن این ایده ، فیس بوکی که همیشه اعتیاد آور بوده است ، این بار می تواند نقش مؤثری در رشد کتاب خوانی مخاطبینش داشته باشد. گذشته از اینکه این ایده، با چه سیاستی ارائه شده و کتاب هایی که معرفی می شوند، زمینه ساز کدام بازی جدید دولت مردان آمریکا و صهیونیست است؛ این نکته جای تامل دارد که اهمیت و قدرت تأثیر گذاری کتاب خوانی بسیار بالاست.

اما با نگاهی به سبک زندگی خود جای این سوال باقی است که چرا نظرات یک عدد زاکبرگ، مورد قبول طرفدارانش واقع می شود اما وقتی پای ما به میدان مطالعه باز می شود هر یک بهانه می آوریم و یواشکی از زیر امر رهبرمان در می رویم !! آنچه که واضح است ، تنبلی ماست. وگرنه با این همه توصیه ی رهبری ، کشور ما می باست اولین کشور از نظر سرانه ی مطالعه ی کتاب باشد. 
"من اگر بدانم هر روز یک ساعت باید حرف بزنم و نتیجه اش این باشد که مردم کتابخوان بشوند، حاضرم روزی یک ساعت و نیم حرف بزنم! اگر اینطوری بشود قضیه را حل کرد، حرفی نیست بله، ما باید عرضمان را به مردم بکنیم و بنده هم عرض می کنم، منتهی چیزهایی است که با گفتن تنها تمام نمی شود. این، گفتن و بازگفتن و بازگفتن و به زبان های گوناگون گفتن و از همه طرف گفتن و او را با فکر محاصره کردن می خواهد، تا یک عادت از بین برود، یا به وجود بیاید" (2)
با نگاهی واقع بینانه خواهیم دید که در بهترین حالت، کتاب خوان های حرفه ای هم به صورت بی برنامه و فصلی کتاب می خوانند. و کمتر کسی پیدا می شود که بدون اینکه مسئولیتش ایجاب کند، به طور منظم و طبق یک برنامه ی منطقی به مطالعه ی کتاب بپردازد. اینکه می گویم مسئولیتش ایجاب کند بخاطر این است که بسیاری از ما مجبوریم بعضی کتاب ها را بخوانیم. در حالی که کتاب خوانی باید مثل یکی از وعده های غذایی ، در سبک زندگی ما قرار گیرد. بخصوص برای مادران. متاسفانه بسیاری از مادران در امر تربیت فرزندان خود دچار ضعف هستند و این درحالی است که کتاب های بسیار خوبی در این زمینه چاپ شده است.
از این گذشته؛ اساسا کتاب خواندن بسیار کمرنگ تر از مطالعات رسانه ای است. شاید خیلی از نیروهای ارزشی، زمان زیادی صرف پیگیری اخبار از خبرگزاری ها و رسانه های مکتوب کنند. اما دریغ از مطالعه ی یک کتاب سودمند. خلاصه اینکه "سقف معرفت خودمان را، سایت های سیاسی و اوراق روزنامه‌ها و پرسه زدن در سایت های گوناگون قرار ندهیم. بلکه با قرآن، با نوشتجات مرحوم شهید مطهری، با نوشتجات فضلای بزرگی که در حوزه علمیه حضور دارند مانوس شویم" (3)
فاجعه آنجایی است که واتس آپ، تلگرام، اینستاگرام، و دیگر شبکه های اجتماعی را هم در نظر بگیریم. متاسفانه بسیاری از نیرو های دغدغه مند فرهنگی با توهم تاثیرگذاری (4)، به فعالیت عجیب و غریب در این شبکه ها مشغول شده اند. طبق تحقیق شخصی که انجام داده ام، 80 درصد از محتوایی که در شبکه های اجتماعی توسط نیروهای ارزشی منتشر می شود، کپی پیست است و از آن 20 درصد تولید کننده هم ، چیزی نزدیک به 10 درصد بدون کارشناسی است. و فقط 10 درصد محتوای کارشناسی شده و مفید، توسط کاربران منتشر می شود که آن هم در انفجار اطلاعات از مقابل دیدگان دور می شود. اینها جدای مطالب مضر و جدای از خبرهای سرسام آوری است که شاید بود و نبود بسیاری از آنها، تاثیر چندانی بر ما نداشته باشد. "ما باید حواسمان باشد که علی رغم استفاده و حضور در این فضا حق نداریم زندگی دوم داشته باشیم، حق نداریم کار فرهنگی را صرفا در کار خبری خلاصه کنیم. این خیلی اجحاف است که فکر کنیم کار فرهنگی یعنی کار خبری کردن، تسلسل پیام‌ها و خبرهای مکرر که حتی واجد مضامین دینی باشند آنها را از مضمون و محتوا خالی می‌کند و دریافت کننده این پیام‌ها و اخبار دیگر درکی از آن معنا نخواهد داشت و در واقع معنازدایی می‌شوند و این خیلی اتفاق بدی است." (5) از طرفی بی نظمی در فعالیت های مجازی قوای ادراکی انسان را فرسوده کرده و قدرت تحلیل را از شخص می گیرد. " انواع پیام‌های گوشی همراه شما، حتی اگر همیشه حدیث و اخبار مهم و مفید باشد، به صورت نامنظم در هر لحظه ای از شبانه‌روز به شما می‌رسد، اگر شما با همان بی‌نظمی که پیام‌ها را دریافت می‌کنید، به صورت منفعلانه به گوشی مراجعه کنید و آن اطلاعات و اخبار خوب و مفید را مطالعه نمایید، به مرور بسیاری از قوای ذهنی خود را از دست خواهید داد؛ و چیزی از قدرت حافظه و تمرکز تان باقی نخواهد ماند. " (6)

بیایید ما هم سال 2015 را سال آشتی با کتاب قرار دهیم. نیازی نیست تعصب بخرج دهیم و بگوییم: " نه! ما از غرب تبعیت نمی کنیم، ما سال 1394 را سال آشتی با کتاب قرار می دهیم. " باور کنید تا یک ماه دیگر خیلی عقب می مانیم. تا همین جایش هم خیلی عقب افتاده ایم. بگذریم.

پ.ن : مدتی قبل به بعضی از دوستان وعده داده بودم تا خاطرات خود را درباه ی فریضه ی "امر به معروف و نهی از منکر" بنویسم اما یهویی تصمیم گرفتم که پیرامون کتاب بنویسم و خاطراتم با کتاب هایم. در اینجا، سعی می کنم هر دو هفته کتابی که در حال خواندن هستم را در چند خط کوتاه معرفی کنم. پیشنهاد می دهم همه ی وبلاگ نویسان نیز با اشتراک گذاری کتب در حال مطالعه ی خود، در جهت جریان سازی کتاب خوانی مؤثر باشند.

پاورقی:

---------------------------------------

1)  خبرگزاری کتاب - ایبنا (+)

2)  بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با برگزیدگان مراسم انتخاب کتاب سال 1372/3/11

3)  با اندکی تغییر - بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با دانشجویان 1391/5/16 (+)

4)  یکی از آفات در کار فرهنگی سطحی نگری است . رک کتاب قرارگاه های فرهنگی ص 27 تا 29 و ص 33 . اصلا همش مهمه. بخونید!

5)  دکتر وحید یامین پور - مختصری درباره ی واتس اپ، وایبر و غیره (+)

6)  استاد پناهیان - سبک زندگی منفعلانه با موبایل (+)

۲ نظر ۰۱ اسفند ۹۳ ، ۲۳:۳۲

بجای اینکه چندین مطلب بخوانید مطالب خوب را چندین بار بخوانید!

۰ نظر ۱۸ دی ۹۳ ، ۲۳:۴۳

پا نوشت: متن زیر اخوانیه ای است که بیشتر و پیشتر خطابش به خویش است تا شما بزرگواران. از آن جهت که با شروع سال تحصیلی جدید در قیل و قال های طلبگی و جیغ و داد های رسانه ای، هدف را فراموش نکنم.  


از میان فوران اطلاعات، خواه ناخواه ما نیز گرفتار موجی از آنها خواهیم شد. موجی که کم و بیش می تواند بخشی از ساعات روز را و یا سال های عمر را در برگیرد و ما را مشغول به خود سازد. و شاید این تعبیر نیز بی راه نباشد که ما را به فدا شدن در راه خود وا بدارد.

اینکه چشم درون هرم، چشم چپ است یا راست!؟ یا فلان سرویس جاسوسی از چه طریقی اعمال نفوذ می کند!؟ یا بالاخره راز یازده سپتامبر چه بود!؟ یا حتی موضوعات بسیار پیچیده تر روانشناسی مثلا اینکه اگر دختری رنگ قرمز دوست داشته باشد و از آلبالو متنفر باشد در این صورت کدام یک از روزهای هفته می توان او را به گردش برد!!؟

همه ی اینها شاید به نوعی تعبیر بروز شده ی آن  است که پیامبر رحمت (ص) را ببینی که از نسب شناسی بپرسد: چیست نسب شناس؟  و پس از شنیدن پاسخ بفرماید: خب به چه سود؟ نوای پیامبر(ص) را دوباره گوش فرا دهیم که چه سود از خوانش صد صفحه فراماسونری و پشت پرده های کذا از جای جای نابجای نت و نخواندن انسان کاملِ شیخ شهید. روی سخن حقیر با برادرانی است که مرا به تعجب وا می دارند و وقت خود را در بهترین فرض ممکن به مطالعات و تحلیل های اینترنتی صرف می کنند فارغ از اینکه چند قدم آن طرف تر چند جوان که اولین اعتراض به آنها پوشش ظاهریشان است، در باب اثبات خدا و ذات و صفات حق تعالی بحث می کنند. بی هیچ تعصب حزبی و مکتبی. حق جویانه و جوانمردانه. آری؛ اثبات یا انکار خدا، قطعا حسّاس‏ترین و شورانگیزترین موضوعى است که از فجر تاریخ تاکنون اندیشه‏ها را به خود مشغول داشته و مى‏دارد. چیزی که گویا برای بعضی به بداهت مزحکی رسیده است!!

شهید مطهری

امام خمینی (ره) در شرح حدیث 24 که در باب علم است ، علوم را به سه دسته با ضرر، با سود و بدون ضرر و سود دسته بندی می کنند به طبق حدیث نبوی و ادله ای که دیگر آوردن آن در این مجال نمی گنجد علم واقعی و نافع را به این سه دسته تقسیم می کنند. اول  آیه محکمه که عبارت است از علوم عقلیه و عقاید حقه و معارف الهیه(اصول عقاید)  دوم فریضه عادله که عبارت است از علم اخلاق و تصفیه قلوب(اخلاق)  سوم سنت قائمه که عـبـارت اسـت از عـلم ظـاهـر و عـلوم آداب قـالبـیـه (احکام شرع). و در پایان می فرمایند: و این قسمت از علوم(قسمی که نه سود دارد و نه ضرر)  را اگر انسان بتواند تطبیق با یـکـى از عـلوم ثـلاثـه نـمـایـد خـیـلى بـهـتـر اسـت ، والا حـتـى الامـکـان اشـتـغـال پـیـدا نـکـردن بـه آنـهـا خـوب اسـت ، زیـرا کـه انـسـان عـاقـل پس از آنکه فهمید که با این عمرهاى کوتاه و وقت کم و موانع و حوادث بسیار نمى تـوانـد جـامـع جـمیع علوم و حائز همه فضایل شود، باید فکر کند که در علوم کدامیک به حـال او نـافـعـتـر اسـت و خـود را بـه آن مـشـغـول کـنـد و تـکـمـیـل آن نـمـایـد. و البـتـه در بـیـن عـلوم آنـچـه کـه بـه حال حیات ابدى و زندگانى جاویدان انسان نافع است ، بهتر از همه است و مهمتر از جمیع آنـهاست ، و آن علمى است که انبیا، علیهم السلام ، و اولیا امر به آن نمودند و ترغیب به آن کردند.(1)

اکنون جا دارد که خود را محکی زنیم که چقدر با صواب همراستا هستیم. شاید اگر در کلاس درس امام (ره) توفیق به تحصیل داشته باشید بسیار مشتاق خواهید بود که بدانید امام (ره) از کدام شاگرد کلاس خود راضی می باشند؟ بی مقدمه نمونه ی خوب آن را برای شما می آورم تا خود را نسبت به آن بسنجیم.

شهید مطهری در مقدمه ی کتاب علل گرایش به مادی گری می نویسند:
تا آنجا که من از تحوّلات روحى خودم به یاد دارم از سنّ سیزده سالگى این دغدغه در من پیدا شد و حسّاسیت عجیبى نسبت به مسائل مربوط به خدا پیدا کرده بودم. در آن وقت نمى‏خواستم در ساعات فراغت از درس و مباحثه به موضوع دیگرى بیندیشم، و در واقع، اندیشه در هر موضوع دیگر را پیش از آنکه مشکلاتم در این مسائل حل گردد، بیهوده و اتلاف وقت مى ‏شمردم. مقدّمات عربى و یا فقهى و اصولى و منطقى را از آن جهت مى‏ آموختم که تدریجاً آماده بررسى اندیشه فیلسوفان بزرگ در این مسأله بشوم. (2)

(1) چهل حدیث حضرت امام خمینی (ره) حدیث 24
(2) مجموعه‏ آثاراستادشهیدمطهرى    ج‏1   ص 440

۵ نظر ۲۱ شهریور ۹۳ ، ۱۹:۳۶